اینکه یه معتاد تا چه اندازه میتونه خودشو کنترل کنه که دور و بر مواد نره بنظرم یک به ده هزاره .ولی متاسفانه مواد جدید شیمیایی به اسم کراک و شیشه وارد بازار شده که وحشتناک جوانان رو نابودی میکشونه . کراک و شیشه حتی برخی معتادها به تریاک هم طرد شده میدونند و حتی به نکوهش افراد شیشه ای و کراکی می پردازند . کراک و شیشه بقدری وحشتناک نابود میکند که تصورش هم چندش آوره . خشک شدن و پوست پوست شدن بدن معتادین به این مواد بقدری تصورش سخته که اگه این افراد در شرایط عادی بودند خودشون حالشون بهم میخورد . بخدا تریاک و شیشه و کراک و حتی سیگار کسی رو آروم نمیکنه . متاسفانه این کوفتی ها به قدری بین جوانان رواج پیدا کرده که کسی لحظه ای غفلت کنه نابود میشه . کاش این چیزا اصلا وجود نداشت . کاش جوونا دور این مواد مخدر نمیگشتند . کاش راه درست رو با کج راهی به اسم اعتیاد و مواد کشنده ای به اسم سیگار و تریاک و هروئین و کراک و شیشه و ... اشتباه نمیگرفتند . همیشه بهم میگفتند چرا به فکر فوتبال و ورزش هستی و هر حرفی میزنی از ورزشه مگه این ورزش چی بهت داده ؟!!!. الان میگم . هرچی بهم نداده همین قدر که پامو به مواد کوفتی و اشغالی همچو سیگار و سایر مواد مخدر نکشونده کلی بهم سود رسونده ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 0:15  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
امروز داشتم مطلبی میخوندم مربوط به جوایز مالی به چهار تیم راه یافته به نیمه نهایی جام جهانی ۲۰۱۰و سرم سوت کشید .. فیفا به چهار تیم راه یافته مبلغ ۱۵ میلیون یورو پاداش داد بعد از مسابقات هم به ترتیب مقام از ۳۵۰ میلیون تا ۱۵۰ میلیون یورو هم پاداش نقدی میدهد . تجسم کنید فقط تیم چهارم رو مثلا اروگوئه که رشد اقتصادی انچنانی نداره . به یکباره فقط به فوتبالش مبلغ یکصدوشصت و پنج میلیون یورو چیزی حدود دویست و سی میلیارد تومان (۲۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ) که حتی نمیشود صفرهاشو شمارش کرد در آمد پیدا میکند که با این پول میتونه چیزی حدود بیست ورزشگاه مدرن درست کنه در صورتی که برای آماده سازی تیمش مبلغی حدود سه میلیون دلار بیشتر سرمایه گذاری نکرده و این مبلغ هنگفت رو سود میکند . حالا فدراسیون فوتبالی و دومیدانی ما با این همه استعداد ارزش نداشت مثلا دو میلیون دلار بابت بازی آرژانتین و برزیل و اسپانیا پرداخت کند؟ متاسفانه وقتی رئیس فدراسیون ما تا حالا مبلغی بالای دو میلیارد تومان به گوش مبارکشان نخورده همین میشود که باور ندارد که فیفا چیزی حدود ده برابر آن را به ایشان برمیگرداند . تجسم کنید وقایع قبل از جام جهانی رو که از زیر بار مبلغ یه مربی بزرگ شانه خالی کرد آنهم بخاطر هفتصدهزار دلار و از بازی با آرژانتین و اسپانیا و برزیل چشم پوشی کرد فقط بخاطر ۲ میلیون دلار حالا مبلغ این تدارکات رو قیاس کنید با مبلغی که اروگوئه یا هلند یا اسپانیا و آلمان دریافت خواهد کرد اختلاف میزان تفکر مسئولین ورزش ایران با جهان رو بطور کامل متوجه خواهید شد . تعجب من از حضور این همه کارشناس اقتصاد ورزشی در تی وی هست که هیچ کس به این مسئله اصلا اشاره نمیکنه و همش دم از امکانات کشورهای چین و ژاپن و کره میزنند ولی اصلا حرفی از این مبالغ هنگفتی که فیفا به تیمهای حاضر میدهد نمیزنند ....
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 22:28  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
آرژانتین همچون برزیل انگلیس و فرانسه و ... وداعی تلخ با جام جهانی داشت ولی میشه درسهایی گرفت خصوصا برای مارادونا بهترین درس بود . وقتی بازی با مکزیک تمام شد و آرژانتین توانست به راحتی این تیم را شکست بدهد خبرنگاری از مارادونا پرسید : نظرتون رو درباره بازی با آلمان بگویید؟ مارادونا از روی غرور گفت : من الان باید برد مکزیک را جشن بگیرم و شاد باشم و فعلا فکر بازی با آلمان نیستم . اول فکر کردم یه پولتیک حرفه ای بکار برده و تحسینش کردم . چون فکر میکردم برای خواب کردن آلمانها چنین جوابی داده ولی بازی رو که دیدم الحق و الانصاف تا روز قبل از بازی هم در فضای برد مکزیک سیر میکرد و جدی جدی به آلمان فکر نکرده . و تنها فکری هم کرده بود تحقیر بازیکنان آلمانی و متلک به کادر فنی و بازیکنان حریف .. اما آلمانها از همان سوت پایان بازی با انگلستان تمرکزشان را برای بازی با آرژانتین گذاشته بودند . مارادونا گرچه یه چهره محبوب در عرصه فوتبال هست ولی نشان داد یه مربی حرفه ای نیست . ولی بنظرم اگه این بازی ها برایش درس باشد مطمئنا یه مربی خوب برای تیم ملی کشورش به حساب میاد ...
جمله روز : خداداد عزیزی:هشت پای آلمانی شکر خورده که گفته مارادونا می بازه!!!
نتیجه گیری: به هشت پای آلمانی اعتقاد پیدا کنید و بهش شکر ندید...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 22:40  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
بچه که بودم آلمانها به دو نیمه غربی و شرقی بودند و عاشق آلمان غربی بودم . آلمانهای غربی خیلی اصیل بودند و همیشه عاشق نیمه غربی آلمانها بودم و علی الخصوص در زمینه فوتبال که هم بایرن مونیخ بود و هم فرانس بکن باوئر و با بازیکنان شاخصی چون یورگن کلینزمن و لوتار ماتیوس و توماس هسلر و رودی فولر و ... که واقعا محشر بودند در جهان . خصوصا شخصیت فرانتس بکن باوئر و لوتار ماتیوس رو خیلی دوست داشتم . تقریبا اون زمان آلمان و آرژانتین و ایتالیا و انگلستان قدرتهای جهان بودند و خبری از برزیل نبود . از برزیل فقط نامهای زیکو و کاره کا و پله بیشتر بود که اون زمان زیکو و پله سالها خداحافظی کرده بودند و مهاجم مطرحشون هم کاره کا و به به تو بودند که قابل قیاس با مردان آلمان غربی و آرژانتین نبودند . اون دوران خیلی با مارادونا و ارژانتین مخالف بودم . حتی با دوستام کری هم داشتم . کلا خونوادگی طرفدار پروپاقرص پرسپولیس و آلمان بودیم . خصوصا پرسپولیس که یک بار به توصیه یکی از بچه های محلمون که مدعی مربیگری ما بود و استقلالی بود توصیه کرد که استقلالی بشیم . منم بازی استقلال با دارائی گول حرفاش خوردم و استقلالی شدم و استقلال به دارائی باخت و جلو داداشام بدجوری ضایع شدم و کینه شتری استقلال رو از اون موقع گرفتم . البته قبلش پرسپولیسی بودم ولی خب بچه گی دیگه آدم زود گول میخوره .
البته الان دیگه بچه ها هوشیارندو دیگه مثل ما گول نمیخورند .
بگذریم از بحث دور نشیم . اون روزا فکر نمیکردم یه روز بازی آرژانتین مقابل آلمان طرفدار آرژانتین بشم ولی با ادغام دو آلمان شرقی و غربی و اضافه شدن بازیکنان با ملیتهای گوناگون دیگه از آلمانها دل کندم و هر سال طرفدار یک تیم دیگه میشم . امسال هم به عشق لیونل مسی طرفدار پروپاقرص آرژانتین شدم . و امیدوارم قهرمان این جام آرژانتین و مسی باشند ... البته دیدگاهم نسبت به مارادونا فرق کرده . چون عاشق حرکات تکنیکی مارادونا بودم . خصوصا حرکاتش با توپ قبل از بازی با کامرون ....
+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 23:15  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
امروز به زمین و زمان زدم تا بلیط سفر مشهد مقدس پیدا کنم ولی انگار مردم خیلی زرنگتر از من بودند و تمام بلیط هارو از شب قبل رزرو کرده بودند . دلم خیلی گرفت . البته تک بلیط می تونم پیدا کنم ولی نمیخواستم تنهایی برم . و الا دو سه ماه قبل رفته بودم و در به در دنبال یک کوپه می گشتم . انگار قسمت نبود خدمت آقا امام رضا (ع) برسم بهرحال با توجه به رزرو تمام کوپه ها تا بیست مرداد ماه و بعداز اون هم شروع ماه رمضان ناچارا اگه انشالله زنده باشیم و سلامت سفر به بعداز ماه رمضون یا اواخر تابستان افتاد . اما خوشحالم که دلم زیاد تنگ نمیشه . مثل امروز که دلم گرفت و با یک تاکسی خودم رو رسوندم خدمت خواهر بزرگوارشون بی بی فاطمه معصومه(س) و خوشبختانه ضریح خلوت بود و بعداز دو رکعت نماز رفتم و صورتم رو چسبوندم به ضریح و با خانوم صحبت کردم . به یکی از دوستان هم گفتم خوبی من اینه که یک بر صفر همیشه جلو هستم . اونم به خاطر وجود بی بی فاطمه معصومه(س) که بقول مرحوم آغاسی فاطمه(س) یا زینب(س) ثانی است خانوم . انشالله قسمتتون بشه یه روز در کنار ضریح خانوم بایستید و فقط به داخل ضریح نگاه کنید اونوقت حس و حال اون لحظه من رو درک میکنید ....
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 0:14  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
عده ای مجیز گو و جیره خوار فدراسیون هر روز توی این شبکه و اون روزنامه مصاحبه میکنند که جای ایران در جام جهانی خالیه !!! اما مردم نظری دیگه ای دارند . اصلا جای ایران نه تنها خالی نیست خدا رو شکر که نتونست به جام جهانی بره و الا روی کره شمالی رو سفید میکرد . چرا ؟؟ مگه مردم حس ناسیونالیستی ندارند؟ اتفاقا خوب هم دارند ولی وضعیت فوتبال ایران این اجازه را نمیدهد که جایی برای ایران در جام جهانی در نظر بگیریم . امروز کره علیرغم باخت جلوی اروگوئه اما آبرومندانه از جام جهانی خداحافظی کرد یا ژاپن و حتی استرالیا ... اما اگه ایران میرفت جام جهانی فکر میکنید با چه ابزاری میخواست حضور پیدا کند؟ تیمی که حتی ترس دارد در دیداری تدارکاتی جلوی آرژانتین و اسپانیا بازی کند چه برسه به دیداری رسمی و در سطح جهانی مطمئنا شایسته حضور در مسابقات جهانی نیست . همین تیمی که میخواهد در مسابقات جام ملتها برود با کدوم بازیکن میخواهد بازی کند ؟ با افول رفتن آخرین نسل ستاره های ایران نظیر کریمی مهدوی کیا باقری نیکبخت واحدی و هاشمیان و مبعلی و ... دل به تک ستاره هایی که نمیشه اسمشون رو ستاره گذاشت نظیر خسرو حیدری و خلعتبری و عقیلی و سیدجلال حسینی و رحمتی که اکثرا فقط در فوتبال داخلی ستاره هستند و در میادین خارجی نه تنها ستاره نیستند بلکه یه بازیکن معمولی هم نیستند . همه اینها برمیگرده به نحوه گردانندگان فوتبال ایران . وقتی بهترین باشگاههای ما با عنوان سرپرست موقت اداره میشن و یک شخص به زعم اینکه چند قهرمانی را برای تیمش اورده و باید باشگاه بنامش زده بشه و جو سلطانی میگردش و حتی پاشو از گلیم خودش درازتر میکند و حتی به رئیس سازمان تربیت بدنی فحاشی و ناسزا میگوید که چی ؟ چرا بابت رضایت نامه آقا پسرش پول میخواهند ؟ !! یا سرپرست موقتی که علیرغم ناتوانی تیمش و فقط به خاطر اسم و رسم حاضر است تیمی بقول خودش داغون را تحویل بگیرد و پس از چهار هفته تیمش را رها میکند و یکی دیگه می آید بدون اینکه مشکل حل شده باشد با این اوضاع فوتبال ایران به هیچ جا نمیرسد. بنظر شما در فوتبالی که باشگاه بخاطر رفتن یک بازیکن به یه باشگاه دیگه با توجه به این که بازیکن آزاد هست و مختار به هرجا که میخواهد برود انواع و اقسام بیانیه ها رو صادر میکند میتونه موفق بشه ؟ مثلا لیونل مسی فردا خواست بره رئال مادرید یا باشگاهی دیگه وقتی بازیکن آزاد میشه باشگاه بارسلونا هیچ حقی نداره که مخالفت کند یا بیانیه بدهد . اصلا در فوتبال دنیا میدونند بیانیه چی هست؟ کاش یه سری به لیگ حرفی و بیانیه ای ایران بزنند شاید تحولی در فوتبالشون رخ بدهد.
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389ساعت 21:9  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
قراره که به زودی اسکناس های ده هزارتومانی وارد بازار بشند . اینکه چه مضراتی و فوایدی داره به من ربط نداره ولی چیزی که به من ربط داره مصیبتهای این پولها هنگام خرد کردنشون هست . مثلا طرف یه جنس هفتصد تومانی بخواد بخره بعد اسکناس ده هزارتومانی بده اونم در شرایطی که داخل دخلم بیشتر از ۷هزارتومان نیست و تازه اینم در اوج کاسبیم پیدا میشه چطوری میتونم خرد کنم .... بعد اگه طرف بگه باشه بعدا بیارم میره که میره و پشت سرشم نگاه نمیکنه ... الان مصیبت ۵هزارتومانی رو داشتیم حالا دیگه باید منتظر فاجعه ده هزارتومانی باشیم ...
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 23:24  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
مضحکترین چیزی که فکرش رو میشه کرد اینه که بلاگفا هم ف.ی.ل.ت.ر.بشه

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 13:50  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...

بی ربط: واقعا اگه یه دونه از این برگه های دست خانوما بدن مطمئنا فردا با پوشیه میان توی خیابون

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 23:49  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...
کمبود نظردهنده یه چیزی رو نشون میده ... اعتقاد بنده البته اینه که عمر وبلاگم داره کم کم کم کم رو به سقوط و نابودی میره ... خبرهای خوبی برای برخی دوستانم ندارم ... مقدمه را گفتم برم اصلا مطلب شاید عمر این وبلاگ بین یک تا پنج ماه بیشتر نباشه ... حالا بگردید دنبال پرتغال فروش ... البته اینبار رفتنم برای همیشه است ... ربطی هم به هیچکدوم از دوستانم نداره ... شاید قبلا داشت ولی الان ربطش به یکی دیگه است ... فعلا قول دادیم که دور نت و وبلاگ و چت و ... رو یک دایره قرمز بکشیم ولی از اونجا که بدجوری معتاد شدیم باید کم کم بریم .. لذا اگه یه روز این وب و خودم رو ندید حلالم کنید آرزو دارم خوشبختی همه شما رو ببینم .. بازهم میگم حلالم کنید بخاطر بداخلاقیهام و کم تحمل بودنم و ... 

+ نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 17:18  توسط کسی که میخواهد مرد باشد...